تبليغاتX
> یک سبد شادی یک لحظه غم
به نام وجودی که وجودم ز وجودش شده موجود

تولدت مبارك باد


 

اي عاشقانه ترين شعر


 

جشن تولد ميلادت جشن تمام اختر هاست


 

جشن درخت و سبزه و درياست


 

اي ازتبار روشن خورشيد از اميد


 

تا صد بهار خرم ديگر


 

پيوسته خوب و خوشايند باشي


 

وين جشن شاد تولد


 

در امتداد بودن و پيمودن


 

جاويد و مستدام باد


 

۲۰آذرتولد يكي از فرشته هاي خدا رو به همه تبريك ميگم


 

مخصوصآ به خواهرم سارا جان


 

تولدت مبارك

خواهرم

بهار هاى عمرت يكى پس از ديگرى سپرى خواهد شد و من اميدم بر آن است تا گلى از گلزار رويت نپژمرد ،
و هزار بهار در زندگيت بگذرد ،
                    
برای تبریک تولد به کلمه های کوچک شیرین و شکر نیاز است، کیک آماده است ، فوت کن. امروز تولد خواهرم است(تنها خواهری که روی شانه هایش جوانه بال دارد). بله من از اینجا همه آرزوهای کوچک و بزرگ وخیال های واقعی خوشبختی و صدای خنده تو و مامان بابا و برادر را ریختم پشت یک "نیسان ماشین" برای تو، توی راه است و بزودی می رسد. تولدت مبارک.
من اومدم!!!
من اومدم!!!

تولد تولد...

دستا بالا... بالا تر

شیکم باید برقسه!!!


دستا بالا... بالا تر

شیکم باید برقسه!!!

            
تولدت مبارك ، سارا خانم

اميدوارم كه هميشه ، شاد و سلامت و موفق باشي
در اخر سر خواهر گلم و مهربونم  ای که از همه مهربونتر و خوبتری از خدا میخوام که هر چی میخوای بهت بده  و بدون این داداشت خیلی خیلی دوستت داره و بهترینها رو برات ارزو میکنه ببخش نتونستم اونطور که شایسته ابجی گلم بود یه جشن درست حسابی راه بندازمو انشالله بتونم دفعه های بعد جبران کنم همراه خواهر زاده گلم دوستتتتتتتتتتتتتت دارررررررررررررررررم خیللللللللللللی خیلی


سياه ، منم
سفيد ، روزگاره

لينك ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 12:11  توسط .0*°• سارا_عادل •°*0.  | 

سلام خدمت تمام دوستان عزیزمون

امیدواریم ما رو ببخشید که این چند وقت نبودیم  واقعا از همه اونای که اومدن و مانتونستیم عرض ادب کنیم خدمتشون معذرت میخوایم.

راستش به دلیل اینکه هم من میخوام قاطی مرغها بشم و هم   اینکه خواهرم یه کمی سرش مشغوله و ( که گفته نگم برای چی)فعلا نمیتونه بیاد سر نت تصمیم گرفتیم یه مدت فعلا تا کارامون تموم بش چیزی ننویسیم

انشالله در اولین فرصت خواهرم خودش یه سر سامانی بهش میده  یعنی از این به بعد میشه گفت وبلاگ خواهرم میشه هر چند منم تا اونجایی که که بتونم کمکش میکنم

فعلا التماس دعا داریم و  قبولی طاعات و عبادات دوستان عزیزمون را از خداوند منان خواهانیم


لينك ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 15:53  توسط .0*°• سارا_عادل •°*0.  | 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی {عج} بر عاشقان و منتظران ان حضرت مبارک باد

اى مخزن سرّ كردگار، ادركنى!
اى هم تو نهان و آشكار، ادركنى!
بگزيده براى خويش، هركس يارى
اى در دو جهان مرا تو يار، ادركنى!
 
 

اى ساحل آرام بخش نجات!

اى نور يزدان! اى مهر تابان! اى فروغ بى‏پايان! اى خورشيد هميشه فروزان!

اى پرچم نجات در آغوش! اى چشمه‏سارِ عاطفه را نوش! اى غايب ناگشته فراموش!

اى هركجا فساد، تو هادم! اى هركجا نظام، تو ناظم! اى هركجا قيام، تو قائم!

اى همه غم‏ها را تو پايان! اى همه دردها را تو درمان! اى همه نابسامانى‏ها را تو سامان!

هجر جانكاهت به درازا كشيد، چشم‏ها فرو خفتند، جز چشمان شيداى شيفتگان، كه در شب يلداى غيبت، طلوع خورشيد جهان آراى تو را مى‏جويند، اى خورشيد فروزان هستى،

دريا طوفانى شد، زورق‏ها همه در هم شكستند، جز زورق سرخ چشم به راهان، كه بر فراز امواج فتنه‏ها كرانه رهايى‏بخش تو را مى‏طلبند، اى ساحل آرام بخش نجات!

شب تيره غيبت به درازا كشيد اما به راستى در تاريخ «وصل و هجران» و در دفتر «عشق و حرمان»،

محبتى چنين ديرپا، محبانى چنين پابرجا، هيچ چشمى به خود نديده است، اكنون يك هزار و شصت و چهار سال است كه «جذبه و ناز» و «راز و نياز» ادامه دارد.

از عمق ناپيداى مظلوميت ما، صدايى آمدنت را وعده مى‏داد.

صدا را، عدل خداوندى صلابت مى‏بخشيد و مهر ربانى گرما مى‏داد.

و ما هر چه استقامت، از اين صدا گرفتيم و هر چه تحمل، از اين نوا دريافتيم.

در زير سهمگينترين پنجه‏ها شكنجه تاب مى‏آورديم كه شكنج زلف تو را مى‏ديديم. در كشاكش تازيانه‏ها و چكاچك شمشيرها، برق نگاه تو تابمان مى‏داد و صداى گامهاى آمدنت توانمان مى‏بخشيد.

رايحه‏ات كه مژده حضور تو را بر دوش مى‏كشيد مرهمى بر زخمهاى نو به نومان بود و جبر جانهاى شكسته مان. دردها همه از آن رو تاب آوردنى بود كه تو آمدنى بودى.

تحمل شدائد از آن رو شدنى بود كه ظهورت شدنى بود و به تحقق پيوستنى.

انگار تخم صبر بوديم كه در خاك انتظار تاب مى‏آورديم تا در هرم خورشيد تو به بال و پر بنشينيم.

سنگينى بار انتظار بر پشت ما، سنگينى يك سال و دو سال نيست سنگينى يك قرن و دو قرن نيست. حتى از زمان توديع يازدهمين خورشيد نيست.

تاريخ انتظار و شكيبايى ما به آن ظلم كه در عاشورا بر ما رفته است بر مى‏گردد، به آن تيرها كه از كمان قساوت برخاست و بر گلوى مظلوميت نشست، به آن سم اسبهاى كفر كه ابدان مطهر توحيد را مشبك كرد. به آن جنايتى كه دست و پاى مردانگى را بريد.

از آن زمان تاكنون ما به آب حيات انتظار زنده‏ايم، انتظار ظهور منتقم خون حسين.

تاريخ استقامت ما از آن زمان هم دورتر مى‏رود، از عاشورا مى‏گذرد و به بعثت پيامبر اكرم مى‏رسد. هم او در مقابل همه جهل و ظلم و كفر و شرك و عنا و فسادى كه جهان آن زمان را پوشانده بود و عده مى‏فرمود كه كسى خواهد آمد. نامش نام من، كنيه‏اش كنيه من، لقبش لقب من، دوازدهيمن وصى من خواهد بود و جهان را از توحيد و عدل و عشق و داد پر خواهد فرمود.

اما تاريخ صبر و انتظار ما به دورترها بر مى‏گردد، به مظلوميت و تنهايى عيسى، به غربت موسى، به استقامت نوح و از همه اينها گذر مى‏كند تا به مظلوميت هابيل مى‏رسد.

انتظار و بردبارى ما را وسعتى است از هابيل تاكنون و تا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان (عج).

آرى و در آن زمان هستى حيات خواهد يافت، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهاى خشكيده علم، خون تازه خواهد دويد. پشت هيولاى ظلم و جهل با خاك، انس جاودان خواهد گرفت، شيطان خلع سلاح خواهد شد، انسان بر مركب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد كرد.

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

 

 


لينك ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 17:41  توسط .0*°• سارا_عادل •°*0.  | 

                              

دست و چشمان و نگاهم خالیست! دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین! بخدا معشوقه من بالاییست